حقوق
مردم و مخالفان در حکومت علوي
محسن آرمين
در سالهاي اخير، بسيار از حكومت علوي سخن رفته و كساني گفتهاند كه حركت ما در مسير آن بوده است. در اين سخنراني ميكوشم تا برخي ويژگيهاي حكومت علوي را به شمارم تا ببينيم اين ادعاها تا چه حد درست است. مهمترين نكته اين است كه در حكومت حضرت علي هيچگونه تقسيمبندي در بهرهمندي از حقوق شهروندي و نيز تفكيك خودي و غيرخودي وجود ندارد.
دليل اين مسأله آن است كه در حكومت علي(ع) مردم داراي حق و حقوقي هستند و حكومت نيز موظف به اعطاي حقوق مردم به آنان است.
در زمان حاكميت علي(ع) كه اكثر حكومتهاي معاصر و حتي پس از آن دچار استبداد زدگي بودند، حق اظهارنظر، دانستن، نظارت بر قدرت، سؤال كردن و آزادي عقيده به عنوان ديدگاههاي مترقي مطرح و آنان براي مردم محترم شمرده ميشد.
در نگاه حضرت علي(ع) سؤال كردن حق مردم، و حكومت نيز موظف به پاسخگويي است و موضوع حقوق شهروندي در تعامل بين حكومت و مردم يكي از سيرههاي درخشان حكومت علي است.
وقتي براي انسان بهعنوان انسان، كرامتي قائل شويم بالطبع براي او حق آزادي عقيده، اظهارنظر، دانستن، نظارت بر قدرت و سؤال كردن نيز قائل هستيم و هيچ قانون و حاكميتي نميتواند اين حقوق را نفي و از موضع استكبار و استعلاء با او برخورد كند.
بينشي كه براي ديگران حق و حقوقي قائل نيست همه را مطيع و منقاد خود ميخواهد كه چنين نگرشي از ديدگاه حضرت علي(ع) مطرود است.
اگر به فرمان حضرت علي(ع) به مالك اشتر در نفي كبر و خودخواهي توجه كنيم، در مييابيم كه اگر قرار بود خدا به ديگران و حاكمان اجازه رفتار استكباري و استعلائي بر مردم را بدهد بهطور قطع اين اجازه را به انبياء و اولياي خود ميداد.
در اين فرمان تاريخي، اميرالمؤمنين ميفرمايد: «با وجود اين كه اولياء و انبياء عزيزترين افراد در نزد خداوند هستند اما خداوند آنان را از برخورد بر سر كبر و استعلاء بر حذر داشت و آنها را به تواضع و فروتني فراخواند.»
حضرت علي در اين فرمان، مالك اشتر را به پرهيز از تكبر فراخوانده و هشدار ميدهد كه تكبر، قدرت و جبروت تنها از آن خداوند است و اگر بخواهي از سر تكبر با مردم رفتار كني خود را شبيه خدا كردهاي، مبادا كه خود را همانند خدا بداني.
امام علي(ع) خطاب به مالك اشتر ميگويد: تكبر، اطاعت و عبادت خواستن از انسان، تنها از آن خدا است و هيچ انساني حق چنين عملي را ندارد.
حكومتي كه انسانها را صاحب حق بداند نميتواند ستم كند، تبعيت كوركورانه از مردم بخواهد و خون ديگران را بريزد. چرا كه ريختن خون انسانها، تحمل نكردن مخالفان و زنداني كردن آنان به صرف مخالفت، عظيمترين انحراف از بينشي است كه مردم را «صاحب حق دانستن» ميداند.
كساني كه چنين عملكردي دارند، عدم اعتقاد خود به حقوق انساني را نشان ميدهند. اگر به بهانه اجراي احكام اسلام و به نام شرع دست به چنين اعمالي زده شود بهطور قطع اينگونه تعامل با مردم باعث تباه و خوار شدن و نيز سرنگوني حكومتها خواهد شد.
هرگاه براي انسانها حقوقي قائل شديم آن وقت به او آزادي يعني اجازه استفاده و تصرف در حق و حقوق خود، اظهار عقيده، نظارت بر حكومت و قدرت و نيز سؤال كردن را ميدهيم و درخشانترين شيوه حكومت علي(ع) در كنار عدالت، محترم شمردن حقوق انسان است.
اگر ميخواهيم فقه حكومتي و حكومت ديني داشته باشيم بايد بناي حكومت فقهي و ديني خود را بر مبناي اصولي كه حضرت علي(ع) در حكومت خود پياده كرده است، استوار كنيم.
اعطاي آزادي به موافقان كه بهجز تعريف از حكومت چيز ديگري نميگويند، آزادي نيست، اگر براي مخالفان حق ابراز عقيده و اظهارنظر داديم آنگاه ميتوانيم ادعا كنيم كه آزادي دادهايم.
در حكومت حضرت علي(ع) هيچكس بهخاطر مخالفت و اتهام براندازي (حتي نظير طلحه و زبير) زنداني نميشد ولي در حال حاضر چهار تا پيرمرد را به اتهام براندازي دستگير و زنداني كردند.
استدلال آنها براي بازداشت اين عده اين است مشي كه اينها انتخاب كرده بودند قصد براندازي بوده، در حالي كه براي براندازي اسلحه لازم است.
در قانون اساسي آمده هركسي كه به ولايت فقيه التزام عملي داشته باشد از تمامي حقوق شهروندي برخوردار است اما اينها ميگويند بايد اعتقاد هم داشته باشند در غير اين صورت از تمامي حقوق محروم ميشوند.
با آن كه خوارج، حضرت علي را كافر خطاب داده و آن حضرت را به توجه فراخوانده بودند ولي اميرالمؤمنين(ع) آنان را مرتد و از دين خارج شده نخواند بلكه آنان را فقط «مارق» (كسي كه در رسيدن به حق دچار اشتباه شده است) ناميد.
در حالي كه در اينجا استاد دانشگاهي حرفي ميزند او را به عنوان «سبالنبي» محكوم ميكنند ولي در حكومت علي كه سمبل حكومت ما نيز هست كسي از خوارج كه به امام معصوم ميگفتند كافر شدي به اين اتهام محاكمه نشد.
حضرت علي(ع) در تعامل با خطرناكترين و بدعت گذارترين مخالف سياسي خود (خوارج) ميگفت تا زماني كه عليه ما دست به شمشير نبريد ميتوانيد از بيتالمال استفاده و در مساجد نماز بگذاريد و عبادت كنيد. فكر نميكنم نياز بيشتري به مقايسه باشد.